الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

508

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

غم دنياى دنى چند خورى باده بخور * حيف باشد دل دانا كه مشوش باشد « 1 » « 2 »

--> ( 1 ) . همان مدرك ، صفحه 400 و 401 . ( 2 ) . باده و صهبا و مى و امثال اينها در اصطلاح اهل عرفان ، بمعنى اثرى است كه روح را به عالم حقيقت و توحيد متوجه كند يا فيضى كه از نشئه ملكوت رسد ( مقدمه ديوان الهى ) . مرحوم الهى در مقدمه ديوان خود چنين مىگويد : عشق و عاشقى : محبت كامل به حق و شهود و حُسن ازل . معشوق : معبود به حق و حُسن مطلق ، يا روَنِگار و دوست نيز ، حق و اولياء حق و شؤون الهى مقصود است و نيز صَنَم و دلبر و امثاله . شوق : طلب و سفر به سوى معشوق . مى : اثرى كه روح را به عالم حقيقت و توحيد متوجه كند ، يا فيضى كه از نشئه ملكوت رسد ، صهبا و باده و امثاله نيز به همين معنا است . ساقى : آن دم قدسى كه روح را از علائق جسمانى پاك گرداند . مرغ سحر : نواى مرغان و ذكر بلبل و عندليب و طوطى و امثاله : گوياى سخن عشق و اشتياق به حق . مطرب و نى و چنگ . . . سخن يا نوائى كه روح را وَجد معنوى و نشاط روحانى بخشد و به ياد خدا آرد . چشم : توجه ذات احديت ، و چشم سياه : ذات و مقام غيب الغيوبى . ابرو و زلف : صفاى جمال و جلال است كه حاجب ذاتند . ناز و غمزه : التفات خاص معشوق به لطف يا به قهر و فتنه : انقلابات آسمانى است به سر ذات الهى لب شيرين و لب لعل و امثاله : اشاره به وحى و سخن آسمانى است كه شيرين‌ترين كلام وجود است . بوسه : اشاره به لطف خاص ازلى و عنايات مخصوص ربانى است . زلف و طره گيسو : حقائق ماهيات است ، و زلف پريشان نظام عالم كون و كثرات ماهيات است . رِندى : بى نيازى و بى اعتنائى به عالم طبيعت . رخ : وجود منبسط و اضافه اشراقى حقيقت وجود . باغ و بستان و گل و گلستان و امثاله : مكان توجه قلب بنده به معشوق عالم . نغمه و نوا و ساز : آوازى كه انسان را به ياد خدا و عالم روحانى آورد . خال : بساطت و وحدت ذات است . رقيب : نفس با فكرى كه عاشق را از ذكر حق باز دارد . جفا ، كرشمه ، بلا ، جور و امثاله : سبب محروم شدن عاشق يا سبب شدّت شوق او است و همه امتحان عشق است . هجر ، فراق : غيب از حضور معشوق حقيقى يا شام هجر عالم طبيعت و صبح وصال عالم تجرّد مستى : اقبال به حق و حالتى كه انسان را از شرك و ريا پاك سازد . مىطهور : آن تجلّى و اشراق كه قلب عارف را از ما سوى الله پاك سازد . سپس مىافزايد : آنچه را كه ياد آورد نشديم هوشمندان با همين بيانات مىتوانند دريابند . .